عنصر المعالي كيكاووس بن اسكندر بن قابوس بن وشمگير بن زيار
5
قابوس نامه ( فارسى )
يادگار بماند و جدّهء تو ، مادرم ، دختر ملكزاده المرزبان بن رستم بن شروين بود كه مصنّف مرزبان نامه است سيزدهم پدرش كابوس « 1 » بن قباد بود ، برادر ملك انوشروان عادل ، و مادر تو فرزند ملك غازى محمود بن ناصر الدين بود و جدّهء من فرزند ملك پيروزان ملك ديلمان بود . پس اى پسر هشيار باش و قدر و قيمت نژاد خود بشناس وز كم بودگان مباش ؛ هرچند من نشان خوبى و روزبهى اندر تو همى بينم اين « 2 » گفتار بر شرط تكثر « 3 » واجب ديدم . آگاه باش اى پسر كه روز رفتن من نزديكست و آمدن تو بر اثر من زود باشد چه امروز تا درين سراى سپنجى بايد كه بر كار باشى و زادى و پرورشى را كه سراى جاودان را شايد بردارى و سراى جاودانى برتر از سراى سپنجى است و زاد او ازين سراى بايد جست كه اين جهان چون كشتزاريست كه ازو « 4 » كارى و ازو دروى « 5 » از بد و نيك ؛ و كس درودهء خويش در كشتزار نخورد بلكه در آبادانى خورد و آبادانى اين سراى سراى باقيست . و نيك مردان درين سراى همت شيران دارند و بدمردان همت سگان و سگ همانجا كه نخجير گيرد بخورد و شير چون بگيرد « 6 » بجاى ديگر خورد . و نخجير گاه تو اين سراى سپنجى « 7 » است و نخجير تو دانش و نيكيست . پس نخجير ايدر كن تا وقت خوردن بسراى باقى آسان توانى خوردن كه طريق سزاى « 8 » ما بندگان « 9 » طاعت خدايست عزّ و جل . و مانند « 10 » آن ( 16 ر ) كس كه راه خداى تعالى جويد و طاعت خداى تعالى جويد چون آتشى بود كه هرچند سرنگونش كنى برترى و فزونى جويد ، و مانند آن كس كه از راه خداى تعالى و طاعت او دور باشد چون آبى بود
--> ( 1 ) - ل : كموس ، ن : كيوس ؛ در اصل : كابوس ولى ظاهرا « كايوس » است ، رك . تعليقات ( 2 ) - ل و ن : يكى ( 3 ) - ل و ن : تكرار ( 4 ) - ل : درو ، ن : آنچه ( 5 ) - ل : بدروى ( 6 ) - ل : نخجير بگيرد ، ن : نخجير صيد كرد ( 7 ) - ل : سپنج ( 8 ) - نسخهء اصل : سراى ، ل و ب : سراى باقى ، ن : آن سراى ؛ بقياس در متن اصلاح شد ( 9 ) - نسخهء اصل : مانندگان ، ل و ن : با بندگان ؛ ب : نيكانرا ؛ متن تصحيح قياسى است . چاپ ه : طريق و سزاى ما بندگان ( 10 ) - ن و ب : مانندهء آن